سرویس دانشگاه مون  جدیدا  دیگه همون تا اول شهر ما رو  می اره و امروز  وقتی با

دوستم پیاده شدیم  و   اول می خواستم اون یه مقدار راهی که تا جای که همیشه

از سرویس پیاده میشدم  رو ، پیاده برم اما دوستم گفتم بیا سوار  خط واحد بشیم و

من هم قبول کردم. توی اتوبوس یه زنه هم سوار شد و یهو با صدای بلند گفت: آقای

راننده این شاگردت رو عوض بکنه تا  دیگه به ادم پول  پاره شده نده ؟ و بعد از اینکه

راننده گفت آقای فلانی یه پول دیگه بده یا اگه نداری  این دفعه طلب ما باشه زنه باز

با عصبانیت  حرفش رو تکرار کرد  و گفت می خواهد پیاده بشه و ایستگاه بعدی هم پیاده

شد. دوستم برگشت به من گفت: واقعا چه ادمی هستش ها ملاحظه پیر بودن اونی

که پول داره میگیره رو نمی کنه و به خاطر سنش احترام نمی ذاره...

چند دقیقه پیش سوار  تاکسی بودم راننده بایه پسره سر کرایه دعواش شدپسره 1000

تومانی داشت و پول خورد نداشت راننده هم شروع کرد به اینکه چرا پول خورد نداری و

چرا سوار شدی وقتی نمی دونی پول خورد نداری و از این جور حرفها
 

و فرستاد بره از مغازه  کنار خیابان پولش رو خورد بکنه که مغازه ها هم عمرا حاضر

بشند  که خورد بکنند کنار من راننده هی داد می زد و چرت و پرت می گفت

و با صدای بلند داد می زدش. حسابی اعصابم بهم ریخته بود  . پیر مرده یه دسته

پول از جیبش در اورد که پر از ۵٠٠ و ٢٠٠ و ١٠٠ تومانی بودش اما داشت  با اون پسره

طفلکی  دعوا می کرد. اخرش پیاده شد و شروع کرد داد زدن که این پسره حاضر نیست

کرایه ماشین من رو بده و از این جور حرفها که بالاخره یکی از  مغازه داره  پول پسره

رو خورد کرد و اون هم به راننده پول کرایه ماشین رو دادش. من هم که حسابی

اعصابم بهم ریخته بود از اون داد و فریادهای راننده اول کرایه ام رو حساب کرده

بودم، پیاده شدم و  هر چی راننده  گفت بیا تا برسونمت گفتم نه نمی خواهم و 

بیشتر از این نمی خواهم  که اعصابم  بهم بریزه. واقعا نمی دونم ١٠٠ تومان کرایه ارزش

این رو داشت که  اون پیر مرده هم اعصاب خودش و هم اعصاب اون پسره و هم من  رو

بهم بریزه و با وجود اینکه پول خورد هم داشت اون معرکه رو جلوی اون مغازه دارها

و مردم بگیره؟...