روزهای تنهایی حمیدرضا

سلام بر مرگ...
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٤
 

سلام بر مرگ... و مرگ ما را به جاودانی  خواهد برد... مرگ  زیباست ... مرگ هیچ

هراسی در وجودش نیست... با مرگ ما  خواهیم توانست که زندگی را از سر بگیریم...

همیشه از چگونه مردن و  ناگهانی مردن ترسیدم... همیشه فکر کردم چقدر بیخود

هستش که دچار یک مرگ  ناگهانی  بشم و یهو همه چیز توی این دنیا  برام تموم بشه

بدون اینکه مزه خیلی چیزها رو چشیده باشم و خیلی از کارها رو انجام داده باشم...

همیشه فکر کردم  که باید یه کار خاص و مهمی انجام بدم و بعد مرگ به سراغ من هم

بیاد... همیشه فکر کردم که  میتونم این بار  اون کارهایی رو که می خواهم انجام بدم

و بعدش  دیگه ناراحت   اینکه چرا  از این جا خواهم رفت  دیگه نداشته باشم... اما...

همیشه توی زندگی این اما ها  هست که ادم رو به مرحله نیستی و فنا می بره...

مرگ  زیباست  چون   ادم رو  از اضطراب و نگرانی  این دنیا راه می کنه و ادم  تکلیفش

روشن میشه   (با توجه به اینکه به چیزی واقعا و نه لفظی اعتقاد داره)... چگونه مردن

هم مهم هستش...