من فکر می کردم  ( یعنی ۱۰-۱۲ سال پیش فکر می کردم ) که می تونم  ادم بزرگی بشم

اما حالا...

من سعی کردم توی ۱۴ -۱۵ سالگی  یه داستان بنویسم اما بیشتر از چند صفحه ننوشتم.

چند روز پیش که داشتم  دفتر خاطراتم که توش فقط یه سری شعر و نوشته هست رو نگاه می کردم.

رسیدم به اون صفحه های که  توش اون داستان رو نوشته بودم... دیگه حال دوباره نوشتن رو نداشتم

... واقعیتش  اصلا سعی نکردم بنویسم...وقتی کوچیکی پر از رویا هستی و وقتی بزرگ میشی

پر از مشکلات و درد ها و رنج ها... من به نظرم زودتر  از حد بزرگ شدم... هنوز که هنوزه دنبال اون

روزهای کودکی هستم... میدونی زندگی سخته  بار حرف زور زیاده.................