روزهای تنهایی حمیدرضا

وبلاگ...
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٠
 

وبلاگ...

تا به حال فکر کردید چرا  در  این چند سال اخیر اینقدر وبلاگ و وبلاگ نویس زیاد شده؟ شاید  جواب شما

این باشه که وبلاگ یه  وسیله تفریحی  هست و یا به خاطر این که  بشر در  این هزاره   ماشین

و اینترنت  خودش رو تنها می بینه و  به دنبال این هست که به نوعی تنهایی خودش رو   با این کار پر بکنه.

و یا هزاران جواب  دیگر که شاید درست یا غلط باشه.

نمی دونم تا به حال به یک مکان تاریخی رفتید یا که نه؟  نوشته هایی که به عنوان  یادگاری  در اون مکانها

در زمانها  مختلف  حک شده رو دیدید  یا که؟ یا  روی دیوارها  و   مکانهای عمومی یا تنه  درختان  رو

دیدید که  یادگاری نوشتند؟  تا به حال فکر کردید که  چرا افراد مختلف توی زمانهای مختلف  این کار رو

انجام دادند؟  در حالی که  اصلا مشخص نیست که  این یادگاری و اسمی که زیرش به عنوان امضاء و

معرفی طرف  حک شده، چه کسانی انجام دادند و  کی بودند و  فقط از اون  نویسنده های  معمولی

 این آثار به جا مونده .

وبلاگ هم   به نظر من  مثل همون مکانها شده .  افرادی که  به جز یه ادرس ایمیل که اون هم  باز مجهول

هستش هیچ چیز  دیگه ای که نشون دهنده  این باشه   کجا هستند و  کی هستند ،  ندارند و 

همین طور  خواننده های که  میاند  و مثل رهگذر ها می گذرند و شاید  هم با  نظری  این  چرخه

یادگاری  گذشتن  رو ادامه بدند( البته کلمه یادگاری شاید   درست نباشه)