انگار همین دیروز بود یا شاید هم نه انگار سالها پیش یا قرنها پیش بود ... چقدر زود میگذره...
انگار دیروز بود که  من یک ساعت قبل از سال تحویل سال ۱۳۸۴ این وبلاگ رو درست کردم و اولین
پست وبلاگم رو نوشتم و فرستادم... از اون وقت تنها تغییر مهم  در زندگیم ، امدن تو  در زندگی و
قلبم بود... تنها اتفاق مهم زندگیم  عشق تو بود و که توی یه روز بهاری امدی و من ندونستم که
چرا و چطوری  این عشق در وجودم متولد شد و همون طور که ندونستم که چرا  یه روز زمستونی
رفتی و باز  من رو با این روزهای تنهایی،تنها گذاشتی...کاش  می موندی و مثل یه رویا  نبودییه رویا شیرین که اخرش ادم می فهمه  فقط یه رویا بوده نه چیز دیگه... اما نه  تو واقعی بودی 
همونطور که عشق من به تو واقعی بود و خواهد موند تا آخرین لحظه ای که وجود دارم ... دوستت
دارم. ..سال نو مبارک.... دوستت دارم...
پی نوشت ۴۶:
۱ـ سال نو مبارک.
۲ـ تولد اخرین ساعت سال ۱۳۸۳.
۳ـ این سالها چقدر زود گذشت  و چقدر خوب با وجود نظرات و محبتهای شما...
۴ـ تا تلاش نکنی به هیچ جا نمیرسی حتا تا سر خیابون نزدیک خونه تون...
۵ـبوی عیدی
بوی توت
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز سفید مادربزرگ
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده لای کتاب
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
فکر قاشق زدن دختر چادر سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشکشده لای کتاب
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گمشدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آبتنی
با اینا زمستون و سر میکنم
با اینا خستگیمو در میکنم
با اینا بهارو باور میکنم

۶ـ شاد باشید همیشه
۷ـ سال موش  براتون پر از شادی و برکت باشه...
۸ـ زنده باد ایران زمین