تو اونجا  ایستادی و من دارم از این جا ی دور به تو نگاه می کنم...  می خواهم فراموشت بکنم

 ... سعی می کنم دیگه اسمت رو  مدام تکرار  نکنم و همش به تو فکر کنم ... سعی می کنم

تو رو توی ذهنم تجسم نکنم  ... می خواهم  عکست رو از روی قلب و مغزم پاک کنم...

خواستم عکست رو از بین ببرم و پاکش کنم...  اما می دونی نمی تونم ... فقط به یه دلیل

چون عاشق تو هستم... تنها  ادمی که توی عمرم واقعا با تمام وجود دوستش داشتم  تو

هستی... هر وقت خواستم عکس رو از بین ببرم و پاک بکنم یه دفعه  محو تماشای زیبایی

تو شدم و شروع کردم به حرف زدن با تو...هیچ وقت نتونستم که تو رو فراموش کنم هر بار که

حتا یه لحظه فکر این کار رو کردم  انگار که بزرگترین خطای زندگیم رو کرده باشم  خودم

رو ساعتها سر زنش کردم   که اصلا چطوری تونستم حتا یه لحظه این فکر رو درباره تو بکنم

تویی که  زیباترین و مهربونترین ادمی هستی که من می شناسمش... من رو ببخش ...

.....

دوستت دارم....