وقتی رسیدی به اخر خط بدون من اونجا هستم که  نجاتت بدم و نذارم برات اتفاقی بیفته...

وقتی  از اونجا برگشتی  منتظر من نباش چون هیچ ادمی نیست که بیاد من رو نجات بده

حتا تو...

عشق رو شروع کردم توی یه روز زمستانی با گفتن  دوستت دارم به تو...

چقدر  زیبا بود و چقدر قشنگ بود اون لحظه... لحظه گفتن  حقیقت دلم  به تو...

زیبا بود و پر هیجان ... میدونی اون شب من خیلی اروم و راحت خوابیدم... من اون روز به

یه آرامش خاص و خیلی خوب رسیدم... چقدر زود این ارامش  از بین رفت...

یه روز  که خوب شروع شد اما اخرش ...

من هنوز امیدوارم ... هنوز  امید دارم به اینکه یه روز ...

از عشق با من حرف بزنید... از معشوق زیبای من  بگوید ... از مهربانی و زیبایی  او بگویید...

بدانید که معشوق من زیباترین و قشنگترین  و مهربانترین انسان روی زمین است...

هر چه بگوید و هر چه اتفاق بیفتد  مطمئن باشید که که حتا یک لحظه من به جز این

فکر نخواهم نکرد....

همیشه امیدوار  باش... هیچ وقت امید ت رو از دست نده...امید وجود داره در هر حالتی...