روزهای تنهایی حمیدرضا

من قبل فکر می کردم... عشق... پی نوشت ۷
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٦
 

عشق...

یه بار عاشق واقعی میشی  فقط یه بار...

.....

قبل از تو فکر می کردم. زیباترین چیزهای دنیا رو دیدم   اما بعد فهمیدم که نه...

قبل از تو فکر می کردم ادم مهربون و با محبتی توی این دنیا وجود نداره اما بعد فهمیدم

اشتباه می کردم تو هستی...

قبل از تو همه رویا هام رنگ دنیایی و کوچیک بود اما من فکر می کردم که خیلی بزرگ و

قشنگ هستن اما بعد از اشنایی با تو فهمیدم که رویا با تو بودن تنها رویای بزرگ و زیبای منه...

تا همین چند وقت پیش فکر می کردم بدون تو هم میشه زندگی کنم و مهم نیست که

تو پیشم نباشی اما الان واقعا فهمیدم زندگی بدون تو برام عذاب هستش یه عذاب دردناک...

من رو توی این حالم رها نکن...تو می تونی...

.....

زندگی را سخت  بگیری یا نگیری فرقی ندارد وقتی تو با معشوقت  نیست همه چیز خواهی

نخواهی  سخت و دردناک در زندگی خواهد بود...

پی نوشت۷:

۱- این هفته ها همش دارم بد میارم ...

۲- یه اتفاق نا گوار برام افتاده ...

۳- دارم یه جوری فراموشش می کنم  اما هر وقت یادم می افته به حالت انفجار می رسم...

۴- من عاشقتم فقط تو نه کس دیگه...

۵- باور نداری بیا قلبم رو بهت نشون بدم اسم تو فقط روش حک شده...

۶- من شادم تو شادی  ما شادیم...