روزهای تنهایی حمیدرضا

ممنون ... پی نوشت ۵
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٦
 

ابرهای تیره و تار در زندگی من امدن اما حاضر به باریدن نیستن...

فقط بغض کردن...

........

بهت گفتم معذرت می خواهم گفتی برای چی ؟ گفتم به خاطر حرفهام. به خاطر اینکه بهت

گفتم دوستت دارم و تو رو ناراحت کردم... گفتی من ناراحت نشدم. گفتم پس تو هم بگو دوستت

دارم. گفتی نه نمیشه  من بگم اما تو بگو من ناراحت نمیشم...

تو نمی دونم می دونستی یا نه؟ که این جوری عشقمون یک طرفه میشه...

عشق یک طرفه یعنی مرگ تدریجی   همراه با غم و درد و تنهایی کسی که عاشقه...

....

....................

پی نوشت۵:

۱-  آهو توي اين دنيايي ماشيني ادم نبايد انتظار داشته باشه کسي به فکرش باشه تولدش رو 

تبريک بگه و  کادو بهش بده...

۲- اما جالبش اينجاس که توي نت و اين دنيا بهت تبريک مي گن اگه تاريخ تولدت رو بگي همون

روز برات يه هديه نتي مي فرستن...

۳- مثلا يکي از دوستاي وبلاگيم برام يک کارت تبريک  درسته کرده و جايي که ازش کارت اينترنت

مي خرم برام يک کارت تبريک  با پست فرستاده و يه ايميل  تبريک تولدم با 5 ساعت اينترنت

رايگان فرستاده...

۴- جالبه نه اما دردناک و ناراحت کننده...

۵- از همه کسایی که بهم تبریک گفتن ممنون هستم...

۶- مرگ و زندگی  همراه هم هستن  همدیگه رو از بین می برن. اما اگه عشاق باشی

هیچ چیز نمی تونه عشق تو رو از بین ببره....