یه روز می رسه که بفهمی امید وجود داره اما تو  نمی خواستی  باور کنی ...

عشق رو زیباترین چیز دنیا می دانم چون بی عشق هیچ چیز زیبا و قشنگ نیست...

با  یک نگاه عاشقانه می توانی زندگی مرا  زیبا کنی...

کاش این گونه مرا مثل حالا نگاه نمی کردی که با نگاه تو تمام آروزهایم  یکایک در برابر

 نگاه چشمان تو مثل برگ های پاییزی زرد  و پژمرده شود...

من به تو گفتم هیچ وقت مزه خوشی رو احساس نمی تونم بکنم بدون تو.

تو گفتی مطمئن باش که بدون من هم تو می تونی خوشبخت بشی ...

اما حالا بیا و ببین من  چطور دارم توی تنهایی و غم دوری تو و این زندگی  یاس آور

ذره ذره از درون از بین می رم...

تو هنوز می تونی ...

می دونی گفتم  تو  توی قلب من هستی نه کس دیگه....

می دونی گفتم تا اخرین لحظه زندگیم تنها تویی که من به یادش هستم نه کس دیگه...

می دونی اینها رو دروغ نگفتم...

.........

یه روز به تو گفتم بیا با هم عهد ببندیم وقتی مردیم توی اون دنیا  هیچ جا نریم و منتظر

اون یکی باشیم . تو گفتی مگه میشه این کار؟ من گفتم اره اگه بخواهیم میشه.

تو گفتی خوب بگو چه عهدی باید ببندیم ؟ من گفتم  من این عهد رو قبول دارم اما تو

واقعا مطمئنی ؟ اگه می خواهی  فردا  جواب بده؟! تو گفتی باشه... اما  دیگه  جواب ندادی

هیچ وقت...

....

پی نوشت:

۱- من اینها رو درباره کس خاصی ننوشتم مثل نوشته های دیگه ام.

۲- کسی نبود بخواهد تبادل لینک کنیم.

۳-اگه روز یکی بهتون گفت دوستت دارم  از ته قلبش  . با یه جواب تند قلبش رو نشکنید.

۴- سر کارش هم نذارید.

۵- آبان ماه  تولد منه

۶- همش ۱۴ روز دیگه به بزرگترین روز دنیا برای من مونده