امان از این گربه ها!!!!

به فریاد برسید به فریاد برسید!!!

ما محاصره شدیم توی خونه مون توسط یه عده گربهسیاه و سفید و رنگی

خونه ما دوتا حیاط داره  حیاط جلویه که یه ۴ -۵ تا گربه هستن  حیاط پشتی که بزرگتره و باغچه

بزرگتری هم داره به علت مخفی شدن  تعداد محاصره کننده ها معلوم نیست

همین دیروز یه گربه حتا نفوذ کرده به داخل خونه مون اون هم کجا ؟!!! داخل آشپزخونه

رفته بود سر وقت مرغهای که تازه خریده بودیم و هنوز داخل یخچال و بعدش داخل

شکممون نکرده بودیم اگه نرسیده بودیم سر وقت مرغها رو با کیشه فریزش برده بود

از هر فرصتی برای حمله  استفاده می کنن شبها میان داخل روزها یواشکی  سرک می کشن

تازه این گربه ها نمی دونم گربه هستن چی هستن اون دفعه با چشمهای خودم دیدم

هر کدوم از جعبه  گوجه فرنگی یک نفر برامون آورده بودهر کدوم یه دونه گوجه فرنگی

رو برداشتن می خورن  به حق چیزهای ندیده آخه گربه هم گوجه فرنگی می خوره

پی نوشت: ۱ـ این داستان واقعیه

۲ـ هر کسی می خواهد با من تبادل لینک کنه بگه  تا با هم تبادل لینک کنیم.

۳ـ می دونم خیلی چرت و مزخرف نوشتم اما برای اینکه دل من رو نشکنید توی قسمت نظرات

اولش یه دونه مثل این بذارید  یا این یا بهتره از اون این بعدش هر چی می خواهید

بگید.

۴ـ همش تقصییر شماست که می گید این وبلاگ شاد نیست هیچ وقت نوشته هاش.

خوب بیاد ببینید که چی نوشتم.

۵ـ اگه خوشتون نیومد بگید بگردیم به روال عادی و واقعی نوشته هام  که بر اساس احساس

واقعی منه...

۶ـ آخه دیگه چقدر من هم پی نوشت می نویسم ها؟!!! تموم