روزهای تنهایی حمیدرضا

من...
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۱۳
 

من بی کار ننشستم یه جا هر کاری بگید کردم.  بیشتر راه ها رو رفتم. سعی کردم  

واقعیت رو قبول کنم و رویا پردازی نکنم سعی کنم  زندگیم رو تغییر بدم البته موفق نبودم

بیشتر اوقات اما باز هم دارم سعی می کنم. سعی کردم  کار بکنم و روی پای خودم بایستم

سخت ترین کارهایی   که هیچ کدومم از دوستانم و کسایی که می شناسم انجام ندادن

تا بحال... توی یه جای کار کردم که هیچ کسی بیشتر از یه ماه داوم نمیارد  به خاطر شرایط

سختی که کار کردن اونجا  داشت ...  هیچ وقت خودم رو  دست بالا نگرفتم . هیچ وقت

ننشستم یه جا  ... 

سعیم رو کردم حالا شاید بعضی وقتا زیاد سعی نکردم اما  بیهوده  نبودم هیچ وقت

  می دونم هم خودکشی چاره کار من نیست و اگه هم بود  هم این کار رو نمی کردم

 قبلا بیشتر به خاطر اینکه حرام هستش الان بیشتر به خاطر اینکه نمی خواهم یه راست برم

جهنم بدون حساب و کتاب. من می خواهم اون دنیا دلیل این وضعیتم رو بفهمم.  بفهمم چرا

این جوری زندگیم بوده...

من این عشقی که مردم و عرفا می گن رو خیلی وقته قبول ندارم  چون به نظرم هر دوشون

درست نمی گن .من برای خودم یه نوع دیگه  و یه تعریف و یه شرایط دیگه برای عشق قائل

هستم.   البته می دونم که این عشق پیدا کردنش سخته و سخت تر اونکه  کسی که

مثل من درباره عشق فکر کنه  رو پیدا کرد...

من دوستی نمی بینم اینجا یه دوست واقعی اینجا وجود نداره و اصلا هم انتظار اینکه

پیدا بشه رو ندارم البته به قول یکی از  کسایی که اینجا میاد من یه عده دوست وبلاگی دارم

اینجا. دوست وبلاگی هم که مثل وبلاگ مجازی هست و ادم نمی تونه با چیزهای مجازی

ارتباط عاطفی پیدا کنه یا توقع  دلسوزی و دوستی داشته باشه

راستی من برای اینجا نمی نویسم که  کسی بخواهد به من توجه کنه اگه واقعا برای این

می نوشتم یه ادم پست فطرت و بی خود بودم اما من هیچ وقت نخواستم ترحم کسی

رو توی زندگی واقعیم  به خودم جلب کنم حتا زمانی که ناظم پست فطرت و کثافتی و

بی شرفی که ما رو توی مدرسه تنبیه می کرد  منتظر بود که بچه ها گریه کنن تا عقده  های

سرخورده روانیش  رو ارضاء کنه من هیچ وقت گریه نکردم حتا با اینکه بیشتر از بقیه تنبیه

می شدم اما باز هم هیچ وقت  خودم رو  به دورغ یا راست ضعیف نشون ندادم... حالا من

بخواهم با حرفهام یه  ترحم اون هم ترحم مجازی یه عده رو جلب کنم به خودم واقعا...

راستی  در باره دین صحبت کردن برای مردمی که هیچی ندارن و از فضاییل ماه های قمری

گفتن  نشون دهنده چی می تونه باشه ؟ دین؟؟؟!! دینی که   ادمهای  دچار فقر و بدبختی

هیچ چیز یش بدردشون نمی خوره...  اصلا ولش کن  ...

این گلها هم  تقدیم می کنم به نویسنده وبلاگ دختر تنها - زیبا که فردا تولدش هستش

تولدت مبارک