من درباره آزادی نمی نویسم چون در هیچ کجای دنیا  وجود نداره هر جای دنیا به نوعی آزادی

رو از بین بردن و نگذاشتن که  واقعا آزادی وجود داشته باشه...

من درباره سیاست و مسائل سیاسی نمی نویسم  با اینکه خودم تا یکی دوسال پیش همش  در پی

 این  بودم که به نوعی سیاسی باشم و تفکر و عقیده ام رو رواج بدم و وارد کارهای سیاسی بشم

که البته شدم. اما الان درباره اش نمی نویسم  نه برای اینکه پدر  ومادر نداره  نه بخاطر اینکه

این همه پدر و مادری که داره همشون یه مشت ادم بی خود و خودپرست و  احمق هستن

که به جزء ادای خوب بودن و مهربون بودن  رو در بیارن  کاری بلد نیستن البته چرا یه کار دیگه

هم بلد هستن اینکه وعده های نشدنی و تهدیدهای مسخره و توخالی  و حرف های مزخرف بزن

رو هم بلد هستن...

من درباره اجتماع حرف نمی زنم چون هیچ چیزی جزء فساد و گناه و جنایت درش پیدا نمیشه

  هر کجا کم و بیش همین طوری هست .  هیچ خوبی ای در این اجتماع نیست همش  پستی

و  ریا کاری و گناه هست...

من درباره دوست داشتن هم دیگه می خواهم سعی کنم حرف نزنم  چون وجود نداره فقط ادم خودش

هست که کسی رو دوست داره اما اون نه دوست نداره چون وقت نداره وقتش رو تلف تو بکنه

آخه مثل تو زیاد هستن...

عشق واقعی وجود نداره  عشق واقعی توی این دنیا یه عشق یه طرفه هست که  تو فقط دوست داری

و عاشق هستی تو فقط در دنیا اون رو می خواهی و  حاضری براش هر کاری بکنی تا

شاد باشی و خوشبخت ...تو هستی که فقط ارزش  برای اون قائل هستی نه اون ...

تویی که دوستش داری بیشتر از هر کسی در این دنیا و نمی تونی  جدا بودن از اون رو تحمل کنی

نه اون... تویی که می خواهی بگی عاشق اون هستی اون همچنین حرفی رو بهت نمی گه...

عشق واقعی یه عشق یک طرفه هست که سرانجام خوبی نداره و در اخرش این تویی که درش

از بین می ری و شکسته میشی وگرنه برای اون اصلا مهم نیست که تو چی می خواهی یا چی میگی...

اون زنگیش بدون تو هم می گذره این تویی که باید همیشه تنها باشی و تنها بمونی نه اون...

عشق واقعی یه عشق یه طرفه و دردناک و بد فرجام هستش البته فقط برای تو...

کاش میشد که بنوعی این عشق رو فراموش کرد اما چیزی که در تمام وجودت  جاری هست و از تو

 جدا شدنی نیست رو نمیشه فراموش کرد...

....

روز مادر هم مبارک باشه