خيلی دردناک  و ناراحت کننده هستش که بخواهی واقعا  به خودت کمک کنی

و به کسی که دوستش داری اما نتونی چون هر قدر هم که بخواهی تلاش کنی

هيچ وقت نمی تونی واقعا کمک بکنی تا خودت و اون  از اين وضعيتی  بدی که درش

هستيد  نجات پيدا کنيد...  هيچ راهی برای کمک کردن  اصلا وجود نداشته باشه

و هر روز از روز قبل مشتاقتر باشی که کمک کنی  و از اين زندگی بی خود و

بيهوده  و ناراحت کننده  خودتون رو نجات بدی اما نشه که هيچ کاری بکنی...

و دردنا که که حس کنی در وجود  تو ادم  بی ارزشی هستی و  با وجودت بجای

اينکه کمکی باشی برای اون  يه  جور ناراحتی  و غم مضاعف هستی

و وجودت  هيچ تاثيری نداشته باشه  حتا اگه بهت هم بگه که نه اين جور نيست

اما تو در وجودت  حس می کنی همين طوريه تو يه ادم بی خود و بی ارزش

هستی که نمی تونی نه به خودت نه به کسی که دوستش داری کمک کنی