روزهای تنهایی حمیدرضا

تو
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢۸
 

واقعا هیچ چیزی وجود نداره هیچ چیز و هیچ کسی به جزء  تو...

 

نمی دونم شاید فکر کنید که این یعنی چه؟

 

این یه واقعیته  وقتی  دیگران به تو اهمیت نمی دن تو رو بحساب نمی یارن

 

وقتی تو هیچ چیزی نداری  که بتونی به اون دلخوش کنی   وقتی 

 

می دونی که نمی تونی  توی عمرت  چیزی بدست بیاری اصلا

 

اون وقت دیگه همه کس و همه چیز برات وجود نداره

 

 چون تو هم برای اونها وجود نداری   در این حالت تو دچار یه پوچی  و بی ارزشی

 

میشی....

 

اما وقتی تو یکی رو داری که  تو رو می فهمه  و دوست داره

 

اون وقت  توی این پوچی  تو یه چیزی داری که

 

وجود داره  چون تو هم برای اون وجود داری...

 

من نمی خواهم که تو  رو ناراحت کنم  اما بذار بگم

 

که دوستت دارم  خیلی زیاد...

 

ما دو دریچه روبروی هم

 

آگاه ز هر  بگومگوی هم.

 

هر روز سلام و پرسش و خنده

 

هر روز قرار  روز آینده.

 

اخوان ثالث