خودكشي مطمئنا چاره كار نيست اما بعضي وقتا

 

ادم ديگه نمي تونه تحمل كنه....

 

بعضيا از وقتي كه  بدنيا ميان توي بدبختي و بيچارگي هستن

 

و سرنوشت  براشون به جز بدبختي و درد و رنج چيز ديگه نداره

 

و  تا وقتي كه زنده هستن هر كاري هم كه بكنن باز هم  نمي تونن سرنوشتشون

 

رو عوض كنن و تنها مرگ هست كه به  اونها آرامش و راحتي مي ده

 

اين افراد اونقدر كه بدبخت  و بيچاره هستن كه  وقتي يك  لحظه

 

توي زندگي سراسر بدبختي  و  وحشتناكشون  شادي رو حتا براي يه لحظه

 

حس كنن نمي تونن كه تحمل اين شادي رو بكنن و  سريع  

 

از هيجان اين شادي مي ميرنن و تاب تحمل شادي رو ندارن هر چند كه 

 

احتمالا اينكه يه لحظه هم شاد باشن وجود نداره...

 

از اين بالا نگاه كردم/ زمين منو صدا مي زد

 

يكي مي گفت  بپر پايين / يكي تو قلبم جا ميزد

 

وقت تموم كردن كار  / شهامت دل بريدن

 

خط كشيدن دور همه   / به حس پرواز رسيدن

 

حالا بايد چيكار كنم    /  خاطره ها رو خط بزنم

 

كاري كه اينجا ندارم   / گذاشتن رو خوب بلدم

 

براي گريه كردن هات

 

يكي دو روزي كافيه

 

سياه بپوش براي من

 

اين هم براي قافيه

 

فقط من از اينجا مي رم  /  فكر نكنم  چيزي بشه

 

نه اسمون زمين مياد  /  نه ابري باروني ميشه

 

براي گريه كردن هات

 

يكي دو روزي كافيه

 

سياه بپوش براي من

 

اين هم براي قافيه