روزهای تنهایی حمیدرضا

قدم در راه بی بازگشت
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱
 

بايد بریم به سوی بی نهايت

 به يه سفر

 يه مهاجرت

 به يه راه بی  انتها

 من اينجا بس دلم تنگ  ست

و هر سازی که می بينم بد اهنگ ست

بيا ره تو شه برداريم و قدم در راه بی بازگشت بگذاريم

ببينيم آيا اسمان  هر کجا همين رنگ  ست

 می دونم که کسی نيست همراه من بشه اما من کم کم بايد به تنهايی

اماده رفتن بشم به يه سفر . کاش يه همسفر  وفادار   بود که با من قدم در

اين راه بذاريم .کاش....