و حسين را کشتند و او از بين رفت.

 اين حرف درست است. اما فقط جسم  حسين(ع) را از بين بردن وگرنه روح و فکر

و منش و روش او پايدار و زنده است تا هميشه  تا ابد تا روز رجعت حسين (ع) به اين

و برپايی حکومت او در اين دنيا.

هر وقت به ماجرا عاشورا  فکر می کنم ياد  همه چيزهای خوب می افتم. شجاعت

آزادی و حق و  مهر و  بخشش و ايثار به معنا واقعی کلمه.

 واقعا تصور اينکه هفت و چند نفر برابر چندين هزار نفر  بيستن در حالی که می تونن

برن حتا توی روز عاشورا  وقتی جنگ  يا بهتر و درستتر اينکه بگم جهاد اون هم جهاد

دفاعی چون که امام حسين (ع) حمله نکرد اول و همه راه ها به جز تسليم شدن رو

قبل از جنگ رفت  هر چی گفت  اونها گوش نکردن . وگرنه امام حسين (ع)

هيچ وقت حاضر نبود وقتی مردم  دنيا پرست  کوفه  پيمان شکستن و جز خوارج

شدن جنگ بکنه همونطور که حاضر هم نبود در برابر  اونها کوتاه بياد و تسليم بشه

. امام حسين برای مردن  به اونجا نرفته بود چون  اگه کسی به قصد مرگ بره  يه جا

و هيچ  اميدی به زنده بودن نداشته  اين کارش خودکشيه در حالی امام حسين(ع)

و هيچ ادم مومنی خودش رو به خطر مرگ نمی اندازه. امام حسين (ع)  اگه به حرف

کوفيان  اگه به اونجا نمی رفت و اگه مطمئن نمی شد که که حرفشون درسته

هيچ وقت به کربلا نمی رفت همون طور که امام حسين(ع) چند تا سفير به کوفه

فرستاد و وقتی اونها گفتن که مردم با  شما بيعت کردن  به  سمت کوفه رفت.

تازه بايد يه چيزی هم به يادمون باشه که امام حسين  (ع) را بالاخره يزيد   به شهادت

می رساند همون طور که  می خواستن امام حسين (ع) در مکه به شهادت برسونن.

.... تا بعد