موبایلم رو خاموش کردم . تا دیگه اینترنت نرم. الان هم دارم از کافی نت اینجا رو آپ میکنم. یه گوشی ساده و یه شماره جدید گرفتم.... هنوز توی ذهنم هر لحظه هستی .... از این نحوه زندگی خسته شدم . نمیدونم چی پیش میاد اما دیگه نمیتونم  اینطوری زندگی کنم . به کسی شماره تلفن جدیدم رو ندادم . همین دو سه تا دوست وآشنا هم که برام مونده  رو میخوام بهم دسترسی نداشته باشند. حوصله شون رو ندارم . حوصله  حرفهای تکراری و کارهای تکراری رو ندارم. دیسک کمرم هم باز دردش زیادتر شده . سردرد هم که هر روز دارم . اما هیچ داروی مسکنی نمیخورم... واقعا خسته شدم. این روزها و شبها باید کنارم بود اما نیستی...

تا یه مدت که نمیدونم کی هستش  خداحافظ

شاید هفته دیگه برگشتم و شاید ماهها  و سالهای دیگه ....