روزهای تنهایی حمیدرضا

 
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/٢٢
 

دلم برات تنگ شده . کاش پیشم بودی . بغض راه گلوم رو گرفته . تحمل دیگه ندارم....دلم گرفته است

دلم گرفته است

 

 

به ایوان میروم و انگشتانم را

بر پوست کشیده ی شب می کشم

چراغ های رابطه تاریکند

چراغ های رابطه تاریکند

 کسی مرا به آفتاب

 معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را بخاطر بسپار

پرنده مردنی ست

فروغ فرخ زاد


 
 
 
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱٢
 

دیگه فراموشت کردم .... خنده هات و صدات رو فراموش کردم . ...

دیگه حرفهایی که میزدی و حرفهای که میزدم و دیگه پیامک ها و اون زنگ زدن های هر روز . اینکه  هر  شب قبل از بستن شدن  مغازه سر کوچه حتما شارژ گوشیم رو چک کنم که وسط شب  شارژم  تموم نشه رو قراموش کردم دیگه گفتن دوستت دارم رو فراموش کردم ...

فراموش نکرده بودم.......


 
 
درخت انجیر
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٢٢
 

هوای بارونی م آرزوست . البته تابستان گرم هم بد نیستش وقتی درخت جوان و کوچیک انجیر داخل باغچه رو میبینم که اسم بیشتر از سال پیش بار داده ، خوشحال میشم از این گرما ، انجیرهای خوشمزه ی که هیچ کجای دنیا نمیتونی پیداش کنی . یکی از بزرگترین حسرتهام اینکه درخت انجیر خونه قبلی مون رو دیگه هرگز نمیبینم اون درخت بزرگ و سخاوت مند ، با اون انجیرهای خوشمزه و اون حالت سوزش دستها از برخورد به برگهای درخت وقتی بالای درخت میرفتم و انجیر میچیدیم ...


 
 
باد ما را خواهد برد....
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٤/٥
 

زندگی سخته ...سخت و دردناک... شماره تلفن هات رو پاک کردم دیگه به تو پیامک نمیزنم . مطمئن باش نمیخوام با یادآوری وجودم و احساسی که نسبت به تو دارم باعث ناراحتی تو بشم. دیگه بهت پیامک نمیزنم تا به قول خودت پگاه ، عذاب بکشی . سعی میکنم بهت فکر نکنم سعی میکنم به دلم بفهمونم که نباید وقت و بی وقت و ناخود آگاه فکرم به سمت تو بکشه و اسمت رو صدا بزنم و قلبم بگیره .... دیگه بهت پیامک نمیزنم شماره هات پاک کردم ....


 
 
 
نویسنده : حمیدرضا - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۳
 

نمیدونم چی شد که اینجوری شد

نمیدونم چند روزه نیستی پیشم

اینارو میگم که فقط بدونی

دارم یواش یواش دیوونه میشم

تا کی به عشقه دیدنت دوباره از

تو کوچه ها خسته بشم بمیرم

تا کی باید دنباله تو بگردم

از کی باید سراغتو بگیرم

از کی باید سراغتو بگیرم

قرار نبود چشمای من خیس بشه

قرار نبود هر چی قرار نیست بشه

قرار نبود دیدنت ارزوم شه

قرار نبود که اینجوری تموم شه......


 
 
← صفحه بعد صفحه قبل →