روزهای تنهایی حمیدرضا

نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/٢٩

وقتی به زندگی کردن با تو فکر می کنم. انگار یه روشنایی و امید توی وجودم حس می کنم...

........

دو روز پیش سوار یه تاکسی داشتم  از روی پل می گذشتم که یهو یه ماشین رو دیدم از روی پل دنده عقب گرفته و داره به سمت پایین به طرف ما میاید ! برگشتم به راننده گفتم واقعا دیگه این آخرشه !  راننده برگشته بهم میگه : کارش خطرناک هستش  باید فلشر  ش رو روشن می کرد!!!!! من چیزی نگفتم دیگه و پیش خودم  گفتم واقعا که !!!  یعنی جای دیگه ای از دنیا هم پیدا میشه یه راننده دنده عقب از پل پایین بیاد و  واقعا این راننده چیزی نخورده یا نزده ! یا نخورده و نزده اینقدر بیخیال و بی احتیاط هستش که به نظرم اگه چیزی خورده بود  حداقل بهتر بود! اینطوری آدم فکر می کنه اگه چیزی بخوره دیگه چطوری میخواد رانندگی بکنه!!!!...

....

چشم های تو مثل یه راز قشنگ و زیبا هستش . لبخند تو مثل رویای  زیبا و شیرینی هستش  که دوست دارم در اون غرق بشم... لطفا همیشه لبخند بزن عزیزم  برای من...




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/٢٤

سلام. قبلا اینجا روز های تنهایی حمیدرضا بود . اما حالا روزهای زندگی حمیدرضا شده به یه دلیل  ساده . چون دیگه نمیخوام احساس تنهایی بکنم . دیگه برام تنهایی بسه. دیگه نمی خوام خودم رو تنها احساس کنم و زندگی رو میخوام با یه دید جدید نگاه بکنم. این تازه شروع راه هستش و باید برای تغییر دید بیشتر تلاش بکنم و این تغییر نام اولین کار هستش

...




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/٢٠

وقتی به یاد تو هستم انگار تمام زمین و زمان  زیبا میشه... انگار تمام محیط اطراف پر میشه از گل های سرخ و   فضا پر میشه از عطر  گل ها و شکوفه های گیلاس...

...

وقتی  تو با من خوبی مهم نیست دیگران همه با من بد باشند  چون تو  با منی... وقتی تو هم با من بدی ،  من باید چیکار کنم ... هیچ وقت با من بد نباش عشقم...

...

این هفته سر کار همش بدبیاری می اوردم و  کلی سرزنش شنیدم.... من از حرف شنیدن دیگران به شدت متنفرم و سعی می کنم کاری نکنم که کسی بهم حرفی بزنه  اما  این هفته نمیدونم  چرا اینطوری شدش . خدا رو شکر که تموم شد و خدا کنه یکشنبه وقتی سر کار میرم دیگه از این بدبیاری ها نیارم....

...

این نیز بگذرد ...

 




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/۱٦

توی زندگی هر وقت به دردسر افتادم خودم رو مقصر دونستم چو.ن خودم باعثش بودم . نمیخوام دیگه دوباره دچار دردسر بشم . باید یه کم بیشتر دقت کنم....

...

زندگی اون چیزی که ما فکر می کنیم نیست اون چیزیه که ما در عمل انتخاب می کنیم یا میذاریم برامون انتخاب بشه... زندگی با رویا  صد ها کیلومتر فاصله داره و این هستش که ما هیچ وقت روی آرامش نمی بینیم... میشه به رویا ها رسید اما باید جرات داشت و یه چیزهای رو از دست داد تا به بعضی از رویاهامون برسیم و این از دست دادن برای ما قبولش سخته و گاهی بیش از اندازه ناراحت کننده...




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/۱٤

شوری و ماتمی که امام حسین علیه السلام در دل ها گذاشته هرگز خاموش نمیشه... اربعین حسینی رو به تمام دوست داران حق و عدالت تسلیت میگم....

.............

دوست دارم اسم تو رو صدا کنم و تو جوابم رو بدی . دوست دارم لبخند زیبای تو رو ببینم و همیشه شاد باشی . نمیدونی چقدر دلم میگیره اگه تو غمگین باشی و چقدر خوشحال میشم که بتونم غم ها رو از زندگی تو  ، دور بکنم...

کاش میشد با تو بودم برای همیشه و هر ثانیه کنار تو بودم. کاش میشد همین الان  پیش من بودی  ....

امروز داخل پارک ، یاد تو افتادم. پارک ساکت بود با درختهایی که برگهاشون بیشترا ریخته بود درست مثل همون پارک اون روز... فقط تو نبود  کنارم...

.........

 




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/۱۳

تو باشی و من باشم. دوتایی  کنار شومینه و تا خود صبح وقتی خورشید طلوع می کنه حرف بزنیم  و  تنها روشنایی نور آتیش شومینه باشه و نور وجود تو ...

........

دلم میخواد بدونی که همیشه به یادت هستم توی تک تک ثانیه های این روزها به یاد تو  هستم و به تو فکر می کنم.  دلم میخواد بدونی که  دوستت دارم  ....

.........

تمام لحظه ها به شوق شنیدن  صدای زیبای تو سپری می کنم  تا صدات رو بشنوم . کاش اینجا بودی که می تونستم هر لحظه ببینمت و  با تو حرف بزنم.... حرف زدن با تو بهم آرامش میده اون صدای زیبای تو وقتی حرف میزنی باعث میشه حس کنم  چقدر زندگی زیباست ....

.......

این روزها هوا سرد شده  اما دل من گرم هستش چون تو  هستی عزیزم...




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/۸

گاهی وقتها برای پشیمانی دیر میشه ... گاهی وقتها نمیشه یه دل شکسته  و خرد شده رو دوباره درست کرد و مثل سابق کرد... گاهی وقتها نمیشه اعتماد از دست رفته رو دوباره  بدست آورد ... گاهی وقتها...

...

میدونم که ناراحتی ... میدونم اشتباه بزرگی کردم هر چند شوخی بود و عمدی نبود  ... میدونم حرفم واقعا بد بود ... میدونم دیگه دوست نداری بهت بگم دوستت دارم و دیگه نمی تونی حتی صدام رو تحمل بکنی ... همه اینها رو میدونم و بهت حق میدم... اما دلم رو چیکار کنم دلی که تو آمدی و داخلش ساکن شدی و همه جاش رو گرفتی . دلی که دیگه به عشق تو میزنه و با صدای تو ضربانش بالا میره . دلی که با تکرار اسم زیبای تو به لرزش می افته ... لطفا من رو دوباره قبول کن . لطفا باور کنم  ... لطفا بذار صدات رو بشنوم و  با تو بمونم ... بذار که باز با تمام وجودم بهت بگم دوستت دارم و اسم زیبای تو رو صدا بزنم...




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/٧

کلمات قدرت جادویی دارن . گاهی یه کلمه تو رو به اوج میرسونه  و گاهی هم به سقوط ... گاهی یه کلمه باعث خنده تو   میشه و گاهی همون کلمه اونقدر جدی گرفته میشه که نمی تونی سوئ تفاهم ایجاد شده رو برطرف بکنی...

......

من آدم بدی هستم که باعث شدم تو ناراحت بشی . باعث شدم حس بدی پیدا بکنی . کاش می تونستم زمان رو به عقب برگردونم و باعث ناراحتی تو نشم. کاش من رو ببخشی ...

......

میدونم الان باور نمی کنی که دوستت دارم و فقط تو برام مهم هستی  مهمتر از هر چیزی و هرکسی . میدونم الان برات باورش دیگه سخته اما این رو از ته قلبم و با تمام وجودم میگم دوستت دارم و تو برام  همه چیز هستی  تو برام زیبترین و پاک ترین و با ارزش ترین آدم روی زمین هستی ...

........

دلم تنگ شده برای شنیدن جانم گفتنت بعد از اینکه اسم زیبای تو رو صدا می کردم...  لطفا بهم یه فرصت دیگه بده تا ثابت کنم تو برام مهم ترین چیز دنیا هستی ....

..........

با من بمون  عزیزم....




نویسنده: حمیدرضا - ۱۳٩۱/۱٠/٦

زندگی مسیر های مختلفی رو جلوی رو آدم میذاره و آدم رو به مسیرهای مختلفی می بره که هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردش...

.....

وقتی بهت میگم دوستت دارم یه حس عجیب و قشنگی رو توی وجودم احساس می کنم . انگار تمام وجودم با فکر تو و این جمله ، شروع به پرواز می کنه . یه احساس قشنگ که تمام غم ها و سختی ها رو از بین می بره...

.....

دلم میخواد با تو تمام چیزها رو امتحان کنم . با تو به مسافرت برم و با تو  همه چیزهای  زندگی رو قسمت بکنم. تو برام فقط مهم نیستی تو برای من فوق العاده مهم هستی ... وقتی اسم تو رو صدا می زنم . وقتی صدای تو رو میشنوم انگار دنیا قابل زندگی میشه... کاش می تونستم با جملات احساس واقعیم رو بیان بکنم .... کاش میشد هر لحظه صدای زیبایی تو رو بشنوم و تو رو در آغوش بگیرم............